این روزهاحوصله ای برای شیرین نوشتن نیست....فرهادهم اگربودتلخ مینوشت

لالالالاگل پونه بیاکه بدون تودل خونه
بیاکه بدون توتن خستم لبریزازحس جنونه
لالالالاگل لاله زندگی بی توواسم محاله
بیاازون وقتی که رفتی این دل داره همش می ناله
گریه شد کارمن وغصه شده همدم من
قطره ی اشک توچشام شده شریک غم من
خونه بدون توشده مثل یه زندون سوت وکور
من موندم وهق هق واسه خاطره های جورواجور
بیاکه بااومدنت تموم میشه دردای من
بیاکه وقتی توباشی قشنگ میشه دنیای من
لالالالاگل پونه بیاکه بدون تودل خونه
بیاکه بدون توتن خستم لبریزه ازحس جنونه
لالالالاگل لاله زندگی بی توواسم محاله
بیاازاون وقتی که رفتی این دل داره همش می ناله
بدون که توقصه ی من جزغم دوری حرفی نیست
بدون دلیل گریه هام جزبی توبودن چیزی نیست
برای من که عاشقم عشق همیشگی تویی
اونکه کنارش دلخوشم فقط تویی تویی تویی
فقط تویی تویی تویی.......

باران بهانه ای بود که زیرچترمن تاانتهای کوچه بیایی
کاش نه کوچه انتهایی داشت و نه باران بندمی امد...........
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم آبان 1390ساعت 21:30  توسط HELYA
|
<به نام تک سوارکالسکه ی عشق>

تقدیم به دوستم
ـ دوست یعنی کسی که وقتی
هست آروم باشی و وقتی نیست چیزی توی زندگیت کم باشه
ـ دوست یعنی اون جمله های ساده و بی منظوری که می گی و خیالت راحته که
ازش هیچ سوء تعبیری نمی شه
ـ دوست یعنی یه دل اضافه داشتن برای اینکه بدونی هر بار دلت می گیره یه
دل دیگه هم دلتنگ غمت می شه
ـ دوست یعنی وقت اضافه ... یعنی تو همیشه عزیزی حتی توی وقت اضافه
ـ دوست یعنی تنهایی هامو می سپرم دست تو چون شک ندارم می فهمیش ...
ـ دوست یعنی یه راه دو طرفه٬ یه قدم من یه قدم تو ...اما بدون شمارش و
حساب و کتاب
ـ دوست یعنی من از بودنت سربلندم نه سر به زیر و شرمنده
ادعا نمی کنم که همیشه
به یاد دوستانم هستم ولی ادعا می کنم که لحظاتی که به یادشون نیستم هم
دوستشون دارم

+ نوشته شده در جمعه پانزدهم مهر 1390ساعت 18:8  توسط HELYA
|
تقدیم به تو که
امروز دوست داشتی دنیا را در آغوش بگیری …
این که هرگز گمان مبرید که به
انتها رسیدهاید؛ حتا اگر در تیرهترین یا کسلکنندهترین دوران
زندگیتان قرار گرفتهاید …
این که زندگی بسیار مهربانتر از آن چیزی است که گمان میکنید؛ به شرط
آن که آن مهربانی را باور کنید …
این که همیشه میتوان از دل سیاهترین و سوزانترین رخدادها، برترین
احساسات انسانی را درک کرد و آفرید …
این که مزهی گس و استثنایی حیات را نمیتوان و نباید با هیچ مزهی
دیگری برابر دانست …
این که رویش دوبارهی عشق میتواند در هر سرزمین خاکستری و در پس هر
آتش سوزاندنی شکل بگیرد …
فقط کافی است نگاهمان را عادت ندهیم به بد دیدن!
و یادمان بماند که:
مردی که کوه را از میان برداشت، همان مردی بود که شروع به برداشتن
سنگریزهها کرده بود!
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم مهر 1390ساعت 18:1  توسط HELYA
|
دلخسته ازامروزوفردای بهارمچیزی شبیه بادوبارانم
باران نمیباردولی امشب به جای یک اسمان
بی تونشستن گریه دارم.......

اره امشب اخرین شبی که باعکس توحرف میزنم
قول بده بیای سرخاکم برای دیدنم
نمیدونم تیغ ورگ برات چه مفهومی داره
واسه من یه جورایی مرحم رو زخمام میذاره
نشداین ثانیه هابرای هم بمونیم میدونم
امااون دنیابدون که چشم به راهت میمونم
من به عشق تومیخوام مرگودراغوش کنم
تاغم نداشتن توروفراموش کنم
سرده مثل اون روزاکه رفتی وتنهاشدم
جون نمونده توتنم انگارکه وقتشه برم
هیچ صدایی جون صدای چیک چیک خون نمیاد
واسه اخرین دفعه دوست دارم خیلی زیاد
نشداین ثانیه هابرای هم بمونیم میدونم
امااون دنیابدون که چشم به راهت میمونم
من به عشق تومیخوام مرگودراغوش کنم
تاغم نداشتن توروفراموش کنم........

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 15:51  توسط HELYA
|
سلام سلام
سلام
خوبید دوستاس گل گلابم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
جه خبرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مسی میسی میسی
که میاید ونظراتتون رومیگید
خییییلی ممنون
عزیزامیخواستم بگم:
این face bookمنه:Helia ayoubi
اینم emailam:
www.Helya.a3910@yahoo.com
خوشحال میشم بیایدوهم روf.bهم روyahoo,
addam کنید!!!!!!!!!!!!!
وری وری خوشحال میشم!!!!!
منتظرررررررررررررررررم م م م م!!!!!!!!
بازم ممنون
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم شهریور 1390ساعت 17:21  توسط HELYA
هرگزنشدبیای بیشم بگیری دستای منوبدونی من عاشقتم گوش کنی حرفای منو
توبی وفابودی ولی اونیکه برات میمردمنم
تازنده ام دوست دارم اینم کلام اخرم.....
وقتی میگی میخوای بری سفر
ازمن بگذری مثه یه رهگذر
بی تومیمیرم....
میبینی پیکرم
که مونده ازمن خاکسترم
حالاکه دیگه نیستی دلبرم
دل رومیخوام ازپیشت ببرم
افسوس نمیشه دل بکنم
حالاکه گذشته اب ازسرم
بیاکه بازعشقوبناکنیم
خوشبختی روباهم صداکنیم
دستامونوبذاریم تودست هم
این دلوازغم جداکنیم
ای وای....بی تومن چیکارکنم
جیکار بادل بیقرارکنم
من بریدم ازهمه
قلبم بی توپرازغمه
توبیاکه بی تومیمیرم
دستای غمهارومیگیرم
بعدتوتلخ کام زندگی
زهربی توجام زندگی
+ نوشته شده در جمعه هجدهم شهریور 1390ساعت 15:20  توسط HELYA
|
*به نام سلطان دلهای عاشق*
عاشقی چیزی برای هدیه نیست
طرح دریا وغروب وگریه نیست
عاشقی یک کلبه ی ویرانه نیست
صحبت ازشمع وگل وپروانه نیست
عاشقی تنهای تنهایک تب است
بی تومردن درسکوت یک شب است

تونگات یه حسیه دلم غم میگیره
توچشام نگامیکنی ودل میمیره
عشق تونفس مثه یه عادت
دل من برای عشق توبی طاقته
جزعشق تو توقلب من هیچی دیگه جانداره
وقتی تودنیامی دلم
کاری بادنیانداره
کاری بادنیانداره.....
حتی فکرداشتنت واسه من ارامشه
شوق دیدنت عزیزم منوهرجامیکشه
من توروتاته دنیاعاشقونه دوس دارم
توروانگارخودمی بی بهونه دوس دارم
جزعشق توتوقلب من هیچی دیگه جانداره
وقتی تودنیامی دلم کاری بادنیانداره
جزعشق تو........

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم شهریور 1390ساعت 12:46  توسط HELYA
|
برای خریدن عشق هرکس هرچه داشت اورد
ولی دیوانه هیچ نداشت وگریست
گمان کردندچون هیج نداردمیگرید
اماهیچ کس نداست که:
قیمت عشق اشک است وقیمت اشک عشق..........

به اغوش تومحتاجم برای حس ارامش
برای زندگی باتوپرازشوقم پرازخواهش
به دستای تومحتاجم برای لمس خوشبختی
واسه تسکین قلبی که براش عادت شده سختی
به چشمای تومحتاجم واسه تقدیراین رویا
که بازم میشه عاشق شدتواین بی رحمی دنیا
تواین بی رحمی دنیا....
به لبخندتومحتاجم که تنهادلخوشیم باشه
بذاردنیای بی روحم به لبخندتوزیباشه
به تومحتاجم وباید پناه هق هقم باشی
همیشه ارزوم بوده که روزی عاشقم باشی
که روزی عاشفم باشی.........

+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم مرداد 1390ساعت 19:11  توسط HELYA
|
کناربرکه ای بودیم درخواب
توباجامی ربودی ماه ازاب
چونوشیدیم ازان اب گوارا
تونیلوفرشدی
من اشک مهتاب

این دل بارون زده ی من
شده تنهاتوغم کده ی من
شب تاریک دل من
حتی نداره ستاره دل من
اخ دل تنهام بیقراره و
تنگ شباهیچ کسیو نداره و
حتی نداره یه دونه ستاره
من که باچشمات حرفی نداشتم
واسه عشقم کم نمیذاشتم
این که تورفتی حالم خرابه
نگوداشتن تو توی خوابه
نگی زندگی همش سرابه
وعشق توواسه من توی حبابه
دست توبازم دوس نداره
دیگه پیش عشقت کم میاره
خب میدونی ایناهمش بهونس
به دورازحرفای عاشقونس
دیگه تورودوست نداره
ایناهمه بازیه زمونس
این دل بارون زده ی من
شده تنهاتوغم کده ی من
شب تاریک دل من
حتی نداره ستاره دل من
اخ دل تنهام بیقراره و
تنگ شباهیچ کسیو نداره و
حتی نداره یه دونه ستاره.......

+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم مرداد 1390ساعت 18:58  توسط HELYA
|
به نام مهربانترین مهربانان
به نام عاشقترین عاشقانبه نام او........توسه وقت دعابراورده میشه
1:وقتی اذان
2:وقتی بارون میاد
3:وقتی دلت میشکنه
من وقت اذان زیربارون دعامیکنم هیچ وقت دلت نشکنه

توی زندگی من خیلی عشقابودن ولی هیچکی مثل تونبود
واسه ی یک خونه خیلی جاهاگشتم ولی هیچ جاقلب تونبود
به رنگ زندگی به سیاهی دوچشمات
به شورشب اون رنگ زردم
جونم وباجسمم نذرچشمات کردم
الهی دورتوبگردم.....
اشک چشمام انگار نم نم بارون یار
این دل دیونم بی توپریشون یار
یاردلسردمن درمون یادرد من
دیگه نگوای دیونه دست ازمن بردار
عشقم بودی وهستی هرچندچشمتوبستی
روی این دل تنهام هردم اونوشکستی
سیرم ازهمه دنیا قلبم پاره شدازدرد
اینوصددفعه گفتم
بی رحمی ودلسرد.....
توچشام نگاکن اسممو صداکن
دردمو دوا کن
بی رحم......
من به تومحتاجم دل به عشقت دادم
هی نگوازپیشت میرم
عشقم بودی وهستی هرچندچشمتوبستی
روی این دل تنهام هردم اونوشکستی
سیرم ازهمه دنیا قلبم پاره شدازدرد
اینوصددفعه گفتم
بیرحمی ودلسرد
اشک چشمام انگار نم نم بارون یار
این دل دیونم بی توپریشون یار
یاردلسردمن درمون یادردمن
دیگه نگو ای دیونه دست ازمن بردار......

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1390ساعت 16:48  توسط HELYA
|